1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

از برکتِ وجودِ قانون زنده هستند اما روی آن اسلحه می‌کشند!

.



قبل از هر حرفی و سخنی، فتوا و حکم اعدام و قتل سلمان رشدی به مسلمانان جهان‏ که توسط آیت‌الله خمینی صادر گردیده و هنوز بعد از نزدیک به ۲۷ سال به قوتِ خود باقیست و اعتبار خود را علیرغمِ فوتِ صاحبِ فتوا از دست نداده است را ذیلاً می‌خوانیم و سپس مطالبی چند در خصوصِ عملیات تروریستی و آزادی‌ستیزی اسلامیستهای مدرن و امروزی در مهد و گهوارۀ دمکراسی، آزادی، برابری، برادری و مرکز فرهنگ‌ها و اغلبِ دیان جهان یعنی شهر رؤیائی پاریس، عرضه می‌شود.

«بسمه‌تعالی‏
إنا للَّه و إنا إلیه راجعون!‏

به اطلاع مسلمانانِ غیور سراسر جهان می‏رسانم مؤلفِ کتابِ «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشرشده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، «محکوم به اعدام می‏باشند». از مسلمانان غیور می‏خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، «سریعاً آن‌ها را اعدام نمایند» تا دیگرکسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و "هر کس در این راه کشته شود، شهید است ان شاء اللَّه". ضمناً اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرتِ اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد.

والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته!
روح‌الله الموسوی الخمینی‏
تهران، جماران‏، ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ »

بنا بر اخبار و گزارشاتِ متعدد و گوناگون، گروه توریستی منتسب به بن‌لادن معدوم که به القاعده معروف می‌باشد، چندی پیش فتوایی شبیه به همین فتوای آیت‌الله خمینی را در خصوصِ اعدام و قتلِ دست‌اندکارانِ، نویسندگان و ناشران نشریۀ سرگرمی_فکاهی "شاری ابدو" که در پاریس فرانسه تهیه و منتشر می‌شود، صادر نموده بود. از آنجائی که عُمال و مزدوران القاعده، به‌ویژه آنانی که درسِ فتوای و حکم‌های حکومتی رهبران عقیدتی_سیاسی خود را به‌خوبی فهمیده و از حفظ هستند و مضافاً اینکه مشقِ انسان کُشی از هر نوعش را خیلی خوب تمرین کرده و بلدند، تعدادی از اعضای این گروه در همین هفتۀ جاری شهر بینوایان و ویکتور هوگو را به آشوب کشیدند و نویسندگان، ناشران، طراحان و کاریکاتوریست‌های نشریۀ نامبرده که وسیله دفاعی به‌جز مداد و قلم نداشتند را الله و اکبر گویان به رگبار مسلسل‌های کلاشنیکوف خود بستند و اکثر آنان را کشتند و دلِ القاعده و صادرکنندگان فتوای اعدام و قتل و ذوب‌شدگان در آنان را خنک کردند.

مصطفی کواکبیان سیاستمدار و دبیر کل حزبِ به‌اصطلاح اصلاحطلب مردمسالاری میگوید: "آنچه در پاریس اتفاق افتاد مصداق آیۀ «مکروا و مکر الله خیر الماکرین» بود که دامنِ کشورهای اروپایی را نیز گرفت".

به این حضرتِ آقا که از قماش اصلاح‌طلبان (اسلافِ طالبان برازنده‌تر است) می‌باشد و با این عملش پرده از چهرۀ پلیدِ خود و همپالکیهایش برداشت، باید گفت: جنابِ آقایِ مصطفی کواکبیان، اگر قرار بوده و هست که الله به‌توسط آیه قرآنیش دامنِ کشورهای اروپایی را بگیرد پس دیگر چه نیازی بود امامِ راحلِ شما، القاعده، داعش، بوکوحرام و امثالِ آنان فتوای قتل و اعدامِ نویسندگان، ناشران و زنان و مردان بی‌گناه را صادر نمایند و جوانانِ مردم را مأمور این کار بکنند؟! آخر چرا هر جنایتی که از ناحیۀ آن وجودِ پلید و خبیثِ اشخاصی مثل شما سرچشمه می‌گیرد و نه‌تنها اروپا که کلِ جهان را در سیاهی، تباهی و نابودی فروبرده و می‌برد را به‌حساب الله می‌گذارید؟! آیا خودتان نادان و نفهم تشریف دارید و یا مردم را ناآگاه انگاشته‌اید؟! رهبرانتان فتوا صادر می‌کنند، جایزۀ قتل‌ها را شماها تعیین می‌کنید و عمالِ و نوچه‌هایتان را مأموریت می‌دهید تا حکم اعدام را به اجرا درآورند، آن‌وقت خدا و یا الله مسئول است؟! امر را بر چه کسی می‌خواهید مشتبه بکنید، بر خودتان و یا مردمِ مظلوم و بیچاره ایران؟! الله نیازی به فتواهایتان ندارد چون خود صاحبِ فتواست!

حضرتِ آقا، اگر جنایات، فریب‌کاری‌ها، حیله‌گری‌ها، نیرنگ‌ها، اعدام‌ها، قتل‌ها، مال مردم را مصادره کردن‌ها، شکنجه‌گری‌ها، ترورها و این‌همه فسادهای مادی و معنوی که در جمهوری‌تان و به‌توسط خودتان و رهبرانِ دغل‌کارتان انجام می‌شود مصداق "مکروا و مکر الله خیر الماکرین" نباشند که هستند، لااقل همین عملیات، همین توجیه‌ها و همین کارهای این‌چنینی را که می‌کنید و همه را به الله نسبت می‌دهید، خود گواهِ بر آن است که منشأ تمامی این پلیدی‌ها شمایید و نه خدا که دیر یا زود او تقاص آن‌ها را از یکایکتان خواهد گرفت. اگر خیال کرده‌اید تمامِ جهان را به آشوب بکشید و زندگی را به کامِ مردمِ بی‌گناه تلخ کنید، همۀ بار گناهان جنایاتِ خویش را به گردنِ خداوند و درگاهیانش بیندازید و کیفِ دنیا را ببرید، کور خوانده‌اید! شاید بتوانید انسان‌های پاک و معصوم را فریب بدهید و کثافت‌کاری‌های خودتان را به پروردگار نسبت بدهید و خود را تبرئه نمایید اما در میان همین انسان‌های بی‌گناه هستند بسیارانی که مدت‌هاست دستِ شمارا خوانده‌اند و هم شما و هم همان خدای مخصوصی را که برای خود تراشیده‌اید به‌خوبی می‌شناسند. خدای راستین و حقیقی شاید بی‌رحم باشد اما هرگز انسان‌ها را صرفاً به خاطر ابراز عقیده و بر زبان یا قلم آوردنِ آن این‌گونه تنبیه نکرده و نخواهد کرد:

ما برون را نه نگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را!

شما اگر تا به حال مزۀ انتقامِ خداوند را نچشیده‌اید و هنوز به قدرتِ او پی نبرده‌اید، پس منتظر باشید که آن را با تمامِ وجود و تمامی ذراتِ پیکر و روحتان لمس کنید. صبر مردم هم حدی دارد! تحملشان ابدی نیست! آن روز که دستِ خداوند با دستِ قوم و مردمش یکی شده و از آستین ملت بدر آید، مرگ را آرزو خواهید نمود که آن‌هم به‌راحتی سراغتان نخواهد آمد!

در ثانی، جنایت‌کارانی همانند شماها که روی چنگیزها، مغول‌ها، تیمور لنگ‌ها، هیتلرها، استالین‌ها و هر جنایتکار دیگر را سفید نموده‌اند و دستِ همه این‌ها را از پشت بسته‌اند، حق ندارند نامی از خداوند و یا الله بر زبان‌آورند. شمایی که نه‌تنها مردمِ ایران بلکه جهانی را به گروگان گرفته و زندگی را بر میلیون‌ها انسان‌های بی‌گناه در همین دنیا به جهنم تبدیل کرده‌اید و جانشان را به لبشان رسانده‌اید، چگونه امکان دارد پروردگار عالم کارش، عملش و رفتارش مثال کردار شما باشد و گول شمارا بخورد؟! اگر او رحیم است که هست، اگر مهربان است که هست، اگر صاحبِ شفقت است که هست، اگر پناه هر بی‌پناهی است که هست، اگر روزی دهنده انسان‌هاست که هست، اگر فریادرس درماندگان است که هست، پس ای لامصب‌ها، بدانید که حقِ این میلیون‌ها انسان‌های که در سرتاسر جهان و ازجمله در همین پاریس که به تظلم برخاسته‌اند پایمال نخواهد شد و او مجبور است به درخواست‌ها و مطالباتِ آنان پاسخ مناسب و لازم را بدهد و گرنه خودِ آنان دست به کار شده و به‌یقین حقشان را خواهند گرفت. شماها کی باشید که بتوانید در برابر مردمِ مصمم و دارای عزمِ راسخ برابری کنید؟! امیدِ حتمی که نسبت به مردمِ شریف و بزرگِ ایران وجود دارد اینکه آن‌ها هرگز آینده و هستی خود را به سرنوشت و سرانجامِ محتومِ شمای دغل‌کاران بند ننموده‌اند و در این جدال و نبرد که بازنده‌اش خواهید بود، هرگز طرفِ شمارا نخواهند گرفت. ملتِ نجیب، ملتِ شریف و بامحبت ایران بری از گناهانیست که شما مرتکبِ گشته‌اید. این ملت حاضر نخواهد بود بار گناهانِ سنگینِ فاسدانی چون شمارا بدوش بکشد و به‌ناحق مجازات گردد. آن‌کس که به سزای عملِ خود خواهد رسید فقط شمایید. ملتِ ایران در جنایاتِ افرادی همانندِ شما شریک نبوده و نیست!

آن گوینده، آن مجری، آن برنامه‌ساز و آن صاحبِ رسانه که بی‌شرمانه و بیگانه باانصاف و مروت در چنین شرایطی که مردمِ نه‌تنها فرانسه بلکه اکثر نقاطِ دنیا به جنبش و حرکت درآمده و جنایات و قتل‌عام‌هایی که در پاریس رخ‌داده‌اند را محکوم می‌نمایند و از برای آزادی تفکر، اندیشه و عقیده، و نه مرده باد و زنده‌باد، به خیابان‌ها هجوم آورده‌اند، احساساتِ نابجا و بی‌موقع به راه انداخته و از جّو پیش‌آمده سوءاستفاده نموده با تفسیرهای غلط تلاش بر آن دارد به هر طریقی که شده عملیاتِ تروریستی در فرانسه را توجیه نماید و مزورانه آن‌ها را به زیر سؤال ببرد، دانسته و یا ندانسته از قافلۀ مردمِ جهان بجا مانده است و در کنار و همراه آنان نمی‌باشد. اشکِ تمساح ریختن و در عین حال به دنبال بهانه جهتِ توجیه جنایاتِ بنیادگرایانِ اسلامی گشتن آن‌هم تنها چند ساعت از زمان وقوع فاجعه نگذشته، شاید معانی زیادی داشته باشد اما هرگز این معنی را نمی‌رساند که حضرتِ گوینده اکثریتِ مردم را همراهی نموده و با آنان است. وقت و فرصت برای دریافت نمودن حقیقت و پی بردن به مطالبِ احیاناً مجهول را از کسی سلب نکرده‌اند و بعداً نیز می‌شود این کار را کرد. فعلاً زمانِ همدردی و همراهی با مردمِ معذب بود. در این زمان ایجادِ شک، ابهام و به وجود آوردنِ فضای تاریک و مه‌آلود پسندیده نبود. کسی که معنی قانون، حقوقِ بشر و آزادی را می‌داند و بدان‌ها احترام می‌گذارد به‌خوبی آگاه است که جوابِ تفکر، عقیده و اندیشه هرگز گلوله و مرگ نیست. آنانی که در فرانسه، اروپا و یا آمریکا و دیگر ممالکِ آزادِ دنیا زندگی کرده و حتی متولدشده‌اند باید بدانند اگر همین ارزش‌ها و نّرمها نبودند امروز وجودِ آنان نیز نبود. ماها اغلبِ‌مان در سایۀ همین ارزش‌هاست که توانسته‌ایم به هستی و زندگی‌مان در همین خارج از ایران ادامه بدهیم وگرنه الآن هفت‌کفن پوسانده بودیم. گفتن و نوشتن از این حقوق و از این قوانین هراندازه که صورت گیرد باز کم است. ما نمی‌توانیم در هنگامی‌که به کشتی نجاتمان نشسته‌ایم در همان حال تیشه و دیلم برداشته درصدد سوراخ کردن و غرق آن برآییم. اگر مظاهر زندگی در اروپا و این دنیای آزاد مقبولمان نیست و بابِ میلمان نمی‌باشد و قانونشان اشکال و ایرادِ فراوان دارد و آن را نمی‌پذیریم، همین قانون راه و روشی جهتِ اعتراض را تعیین و پیش‌بینی کرده است. در اینجا هرکس که دلش خواست نمی‌تواند مجری قانون باشد و بروی مردم اسلحه بکشد. در پناه این قانون و مقررات زندگی کردن و چه‌بسا به لطفِ آن زنده ماندن و سپس همین قانون را به زیر سؤال بردن و آن را کوبیدن، نه‌تنها عملی درست و صحیح نمی‌باشد بلکه توجیه آن عمل نیز غلط اندر غلط است! اسمِ این کار را هرچه که توان گذاشت اما در زمره و جرگۀ اسامی معقول و مجاز نمی‌تواند باشد. حضرات به لطف و مرحمتِ همین قوانین زنده مانده‌اند ولی امروز اسلحه برداشته آن را به خاک و خون می‌کشند و ترورش می‌نمایند. به‌راستی جای این آدم‌ها در مجامع آزاد و پیشرفته نیست و همان بهتر قبل از اینکه دستشان را بگیرند و آنان را بیرون بیندازند، خودِ این تروریست‌ها و حامیانشان مرحمت کرده این مجامع را ترک نمایند و تشریف ببرند در بهشتی که وعده‌اش را داده‌اند و در آرزویش روزشماری می‌کنند زندگی نمایند اما حمامِ خون به راه نیندازند و مردمِ بی‌دفاع را به گلوله نبندند. به‌راستی اگر لباسِ به‌ظاهر تمیز و فریبنده را از تنِ این‌ها درآورند و در زیر لباس، آلاتِ جنسی‌شان محصور، قفل و زنجیرشده و آمادۀ انجام مأموریت به همراه حوریانِ بهشتی بلافاصله در ورای شهادت را ببینند جای تعجب نبوده و نیست!

در پایان ضمن ابراز مجدد انزجار خود از عملیاتِ تروریستی و قتل‌عام شهر پاریس و طلبِ روانی آرام و آسوده برای قربانیان آزادی، به سهمِ خود این روز اندوه و ماتم را به‌تمامی فعالان، خادمان و شرکت‌کنندگان در اعتراضاتِ میلیونی مردمِ سراسر دنیا تسلیت عرض می‌نمایم و شریکِ غمشانم. شاید هیچ‌کس و هیچ مردمی به‌اندازۀ ایرانیان راستین و میهن‌پرست در امر آزادی اندیشه و تفکر قربانیانی را نداده باشند. ملتِ ایران حداقل در این نزدیک به ۳۷ سال از استیلای بنیادگرایان اسلامی در مملکتش، هزاران نفر را تنها به خاطر ابراز عقیده و نظر ازدست‌داده است. امروز این ملت به‌خوبی از احساسات و روحیاتی که مردم و ملتِ فرانسه و سایر نقاطِ جهان دارند باخبر است و شدت و حدتِ غم و اندوه آنان را می‌داند چون خود سال‌هاست که گرفتار همین شرایط است. اگر مردم ایران آشنا بدین درد نباشند پس چه کسی آشناست و چه کسی باید همدردی کند؟!

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…