1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

زنِ ایرانی در بیاناتِ محمدرضا شاه پهلوی و در قاموس آیت‌الله خمینی!

.

(به مناسبت ۱۷ دی‌ماه، روز کشفِ حجاب)

فرارسیدن سالگردِ اعطای حقوقِ سیاسی به زنانِ ایران و روز کشفِ حجاب به‌فرمان رضاشاه بزرگ را به‌تمامی زنانِ قهرمان، شجاع و آزادۀ ایران شادباش عرض می‌نمایم. در این خصوص حرفه‌ای زیادی برای گفتن و توصیف چنین روز فرخنده‌ای وجود دارد که به‌طور یقین ایرانیانِ خوش‌طینت و منصف نباید از بیان آن‌ها مضایقه نموده و یا خدای‌ناکرده طفره بزنند.

این‌جانب بهتر و مناسب‌تر آن دیدم برای مقایسه هم شده و اینکه رهبر و یا رهبران جمهوری اسلامی از یک‌سوی و شاه فقیدِ ایران، معرفِ دورانِ پهلوی، از سوی دیگر، چگونه به مسئلۀ زن ایرانی و صدالبته آزادی پوشش، حضور در بطنِ جامعه و زندگی اجتماعی نگریسته‌اند و با چه دیدی به این موجودِ خارق‌العاده که حداقل نصف جمعیتِ جهان را تشکیل می‌دهد، نگاه می‌کنند، مطلبی را تهیه کنم. بدین منظور دو تا از سخنرانی‌ها و اظهاراتِ رهبران سابق و لاحق یعنی آیت‌الله خمینی و شاهنشاه آریامهر که بدون تردید خوانندۀ عزیز و محترم بدان‌ها برخورد نموده و با آن‌ها آشناست را انتخاب کرده و مطالبشان را در حد بضاعت خود از روی ویدئو کلیپ‌ها پیاده کرده و در دو بخش (الف) و (ب) تقدیم نموده‌ام. هرچند حرف‌ها و گفته‌های آیت‌الله خمینی اصولاً بسیار نامنظم و پراکنده هستند به‌ویژه اگر از قبل تهیه نشده باشند، ولی حتم دارم خواننده نهایتاً به مفهوم و مقصودِ او پی خواهد برد. بر همین اصل و برای رعایتِ عدالت، متنِ دو مطلبِ انتخاب‌شده بر اساس دو سخنرانی پیاده شده‌اند که از روی نوشته خوانده نمی‌شوند بلکه هر دو سخنور آن‌ها را فی‌البداهه بیان می‌دارند اما بقول معروف، این کجا و آن کجا!

خوانندۀ گرامی توجه دارد که به دنبال حقِ رأی دادن به زنانِ کشورمان و بعد از آزادی‌ها و اعطای حقوقِ کارگران و دیگر اقشار جامعه ایرانی، آیت‌الله خمینی و همپا لکی‌هایش در فردای انقلابِ شاه و ملت، هرچه از انتقاد و تهمت بود به شاه بی‌گناه وارد آوردند. در همین مطلبِ حاضر می‌بینیم که آقای خمینی چگونه تمامی اقدامات و خدماتِ شاه فقید را هیچ انگاشته و ضمن تاختن بدان‌ها و رد همۀ مظاهر آنان، علناً می‌گوید ما جلوی این آزادی‌های از نوع شاه را می‌گیریم و به تأکید اعلام می‌دارد: "تازنده هستیم نمی‌گذاریم این آزادی‌های که آن‌ها (زنان ایران) می‌خواهند تحقق پیدا کنند". از خوانندۀ محترم و علاقه‌مند دعوت می‌نمایم خودش اول بیاناتِ آیت‌الله خمینی و سپس محمدرضا شاه را خوانده و آنگاه نوع نگاه این دو به انسان‌هایی بنام "زن" را تشریح زیر ملاحظه نماید:

بخش الف - فرمایشاتِ تند و خشنِ آیت‌الله خمینی دربارۀ زنِ ایرانی و آزادی وی!

آیت‌الله خمینی: ««قوانینِ اسلام و قانونِ اساسی اسلام باید به دست اشخاصی که یک مقدار لااقل اسلام را بدانند یعنی چه. علاقه داشته باشند به اسلام. دشمن نباشند با اسلام. به دست آن اشخاصی که اسلام را اصلش مخالف با طریقه‌های خودشان می‌دانند، بلکه مخالف با تمدنِ به‌اصطلاح آن‌ها می‌دانند، البته آن تمدنی که آن‌ها می‌گویند مثل تمدنِ شاه است دیگر. دروازۀ تمدن او (در بیاناتش شاه فقید روشن می‌نماید تمدنِ موردنظرش از چه نوع است. خمینی از آن‌همه پیشرفت و تمدن فقط و فقط شنا کردن زن و مرد باهم را می‌بیند و آن‌هم نه آن‌گونه که واقعاً بوده بلکه همان جوری که دلش می‌خواهند و دوست دارد، توصیف می‌کند). این مقدرات را دستِ این‌ها ندهند. ملتِ ما مقدراتش را دستِ این اشخاصی که به‌اصطلاح خودشان روشنفکر، نه هر روشنفکری، روشنفکرها بسیاری‌شان خوبند، آن‌هایی که علاقه‌ای به اسلام ندارند. این‌ها از گفتار و اعمالِ سابق و لاحقشان معلوم می‌شود که این‌ها چی هستند و در تمامِ این مدتی که همۀ این ملت فریاد می‌کردند: جمهوری اسلامی، این بیچاره‌ها برای تقیّه هم یک‌دفعه نگفتند جمهوری اسلامی. این‌ها از اسمِ اسلام همچی می‌ترسند که شیطان از بسم‌الله! می‌ترسند دیگر و حق هم دارند بترسند برای اینکه اسلام جلوِ شهوات را می‌گیرد (اما جلو اسیدپاشی به‌صورت و چهرۀ زنان را نمی‌گیرد). اسلام نمی‌گذارد که لُخت بروند توی این دریاها شنا کنند (زنان و مردان را توی زندان‌ها لخت و ... می‌کند و دریا و دریاچه‌ها را خشک). "پوستشان را می‌کنند"! با زن‌ها لخت بروند آنجا بعد زن‌ها لخت بیایند تو شهرها! کارهایی که زمانِ طاغوت می‌شد (دروغ‌پردازی، اتهام زنی و فرافکنی خمینی و هم‌پیالگی‌هایش برعلیه نظامِ پادشاهی و خودِ محمدرضا شاه بدین‌ها ختم نمی‌شود. آنان کشته شدن حداکثر ۱۷ نفر در میدان ژاله را هزارها کشته اعلام کردن و در این مورد نیز همانند مواردِ دیگر، مراتبِ و مراحل انجامِ تقیّه و خدعه را به نحو احسن بجا آوردند). همچی کاری اگر بشود پوستشان را مردم می‌کنند. مسلمان‌اند مردم، نمی‌گذارند زن‌ها و مردها باهم داخل هم بشوند (آیت‌الله تلاش می‌کند با حرکتِ دست‌هایش "توی هم" شدن و یا رفتنِ زنان و مردان را توضیح دهد) و تو دریا بروند و به جان هم بیفتند. تمدنِ این‌ها این است! این‌ها از تمدن این را می‌خواهند! این‌ها از آزادی این را می‌خواهند! (خمینی با حرکتِ دست نوع و جای آزادی را که گویا در مکانی از کمر به پائینش واقع است، نشان می‌دهد) آزادی غربی می‌خواهند، آن این است (اشاره مجدد به همان چائی که گفته شد) یک همچی چیزی بشود، این‌ها را "ما خواهیم تکلیفشان را معین کرد" و دولت هم کرده است البته! اگر جلویشان را نگیرند، جلویشان را مردم می‌گیرند. مگر مازندرانی‌ها می‌گذارند و یا رشتی‌ها می‌گذارند باز کنار دریایشان مثلِ آن‌وقت‌ها باشد؟! مگر بندر پهلوی‌ها مرده‌اند که زن‌ها و مردها باهم در یک دریا بروند و مشغولِ عیش و عشرت بشوند؟! مگر می‌گذارند این‌ها را؟! تمدن‌های این‌ها این است و آزادی که آن‌ها می‌خواهند همین است (حد و حدودِ آزادی در دوران پادشاهی را تعیین می‌کند و آنچه بچشمِ خمینی نمی‌آید پیشرفته‌ای هستند که اگر بقولِ او جلویشان گرفته نمی‌شد ایران را به اروپای امروزی می‌رساندند)! این‌جور آزادی را؛ بروند قمار بکنند و باهم لخت بشوند و باهم چی بشوند، این آزادی! آزادی در حدودِ قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته و همۀ آزادی‌ها را که مادونِ فساد باشد داده. آنی که جلو گرفته فسادهاست که جلوش را گرفته و ما تازنده هستیم نمی‌گذاریم این آزادی‌های که آن‌ها می‌خواهند تا آن اندازه که می‌توانیم، آن آزادی‌ها تحقق پیدا کنند (به‌جز هزاران میلیاردها فسادهای مالی داشتن و هرسال هزاران انسان را کشتن که این‌ها لاکِن همیشه آزاد بوده و هست)!»»

بخش ب - بیاناتِ شاهنشاه آریامهر در روز زن!

آقای الف. منادی مهر در آغاز سخنرانی می‌گوید: هشتمِ اسفندماه ۲۵۳۶ (ایرانی) در پیشگاهِ اعلیحضرت شاهنشاه و علیاحضرت شهبانوی ایران، شانزدهمین سالگردِ اعطای حقوقِ سیاسی به زنانِ ایران در مجموعۀ ورزشی آریامهر برگزار می‌گردد.

شاهنشاه: ««... تا از زن‌های کارگر، کشاورز، خانه‌دار، کارمند و غیره که در اینجا ذکر کردند، اظهار امتنان بنمایم. عدۀ کمی بین شما به خاطر دارند که وضع نه‌فقط زن بلکه وضع زن و مرد و مملکتِ ایران قبل از سنۀ ۱۲۹۹ شمسی چه بود. آن‌هایی که به یاد دارند می‌دانند که این مملکت به‌جز اسمی چیزی از آن باقی نمانده بود. مناطقِ مختلفِ مملکت در تحتِ سلطه و استیلای خارجیانِ متعدد بود...»»

آقای الف. منادی مهر در خلالِ بیاناتِ اعلیحضرت می‌گوید: شاهنشاه در اینجا سپس با اشاره به موقعیتِ استثنائی زنِ ایرانی در تاریخ معاصر و روز ۱۷ دی‌ماه ۲۴۹۴ (ایرانی)، روز کشفِ حجاب به‌فرمان پهلوی اول چنین یاد می‌کنند:

شاهنشاه: «... در تمامِ مدتِ اشغال، خودستائی نمی‌کنم؛ مسلماً یک عده‌ای بودند که دلشان خون بود. یک عده‌ای بودند که شاید به‌طور انفرادی با خارجی مبارزه می‌کردند. ولی قطعاً من بودم که در مقابلِ خارجی مقاومت کردم (ابراز احساسات و تشویق حضار). این ننگ زائل شد! نصفِ جمعیتِ مملکتِ ایران، مثل دیگر جمعیتِ ایران واردِ اجتماع شد! مسئولیت‌ها را پذیرفت. شاید خودش کاری در این راه انجام نداد ولی شرافتمندانه مسئولیت‌ها را قبول کرد، برای اینکه تمام زن‌های که ما در کارهایی که مسئولیت_دارند می‌بینیم، آن کارشان را باشرافت و نزاکت و انضباط انجام می‌دهند (همان شرافت، نزاکت و انضباطی که چشمان خمینی ویارانش را کور کرد تا این‌همه خدماتِ دوران شاه را فساد ببینند). البته دشمن‌های قسم‌خوردۀ ایران، «اتحادِ نامقدس سرخ و سیاه»، میل دارد که جمعیتِ مملکت نصف بشود و نصفی که نه‌فقط به درد نخورد بلکه انگلِ اجتماع باشد و مادرانی باشند که در روح و فکر فرزندانشان خاکِ مرده بپاشند (شاهنشاه این سخنان را باصلابتی خاص بیان می‌دارد). بازدیدیم که آزادی‌های بیشتر و روزافزون‌تری که ما دادیم (و نه آن منورالفکرهای پرمدعا) بیش‌ازپیش باز (توطئۀ) آن اتحادِ نامقدس بین سرخ و سیاه، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران را روشن کرد.

ولی ما به سیاستِ خودمان ادامه می‌دهیم. سیاستِ حداکثر آزادی را همین‌طور ادامه می‌دهیم، برای اینکه ارکانِ این مملکت بر اساسِ انقلابِ شاه و ملت و رستاخیز ایران (ابراز احساسات و تشویق حضار) طوری قوی ست که این مظاهر، مظاهر واپسینِ جانکندنِ این اتحادِ نامقدس، نمی‌تواند به آن خللی وارد بیاورد (هرچه خیلی دیر و به تأخیر، ولی امروز بدین نتیجه رسیده و اکثراً اعتراف می‌کنیم که اگر اقدامات و خدماتِ شاه فقید، لااقل در خصوصِ زنانِ ایرانی، نبود وضع آنان، این نیمۀ دیگر جمعیتِ ایران، بدتر از زنانِ افغانی در دورانِ طالبان می‌بود). ایران انشاءالله با پایداری فرد فردِ اهالی آن به‌سوی تمدنِ بزرگ پیش خواهد رفت (ابراز احساسات و تشویق حضار و بپا خاستن آنان). » پایانِ بیانات.

آری، خواننده محترم! شاهنشاه آریامهر آرزو کرده می‌گوید که: "ایران انشاءالله با پایداری فرد فردِ اهالی آن به‌سوی تمدنِ بزرگ پیش خواهد رفت"؛ اما قائد اعظم و رهبر مسلمین جهان و امامِ راحل ذوب‌شدگان در او می‌فرماید: "تازنده هستیم نمی‌گذاریم این آزادی‌های که آن‌ها (زنان ایران) می‌خواهند تحقق پیدا کنند". حال در اختیار و دست ملت، از مردان و زنانِ، ایران است که چه آینده‌ای را برای خود رقم زنند. آینده‌ای که خمینی و ذوب‌شدگان در او می‌طلبند و یا سرنوشتی که پادشاه فقیدِ ایران آرزوی نموده است؟!

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…