1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

ماه‌زدگان شورش ۱۳۵۷ شمسی در ایران!

.



نزدیک به ۹ ماه بعد از شورش ملایانِ معمم و مکلّا در بهمن ۱۳۵۷، دقیق‌تر بگویم، در ۲۷ آبان ۱۳۵۸شمسی، گروهی منورالفکرهای (ماه‌زدگان) آن روزگاران که قریب به اتفاقشان هرکدام صاحب‌نام و نشانی و اسم‌ورسمی در زمان شاه فقید، محمدرضا شاه پهلوی، بودند و ایامشان بد نمی‌گذشت مبادرت به نوشتن نامه و یا بهتر بگوییم عریضه‌ای به محضر دبیرکل وقتِ سازمان ملل متحد، عالی‌جناب آقای کورت والد‌هایم، شده و در بدی و برعلیه شاه هرچه دل تنگِ قلمشان طلب کرده بود نوشته و اتهاماتِ چندان ناچیز بل به تعداد بسیار و به وزن سنگین، وارد آورده بودند. که اگر دروغ باشند، که هستند، همه آنان می‌بایست روزی جوابگو گردند. بحثی در اینکه عریضه نویسان و شکایت‌کنندگان برعلیه محمدرضا شاه چنین حقی را داشتند یا نه اصلاً وجود ندارد. بحث بر سر این است که اگر به گفتۀ حضرتِ عریضه‌نویس، در طول آن ۶۰ سال سلطنتِ پهلوی‌ها "میلیون‌ها ایرانی به اشکال مختلف به دست رژیم سابق کشته شدند، شکنجه شدند، از خانواده‌های خود آواره شدند، زندانی شدند، مورد افترا قرار گرفتند، شخصیت انسانی آنان بی‌رحمانه پایمال‌شده بود"، آیا این خانم‌ها و آقایان -البته آن‌هایی که در قیدِ حیات نیستند معاف از جواب دادن می‌باشند - یارب، هیچ بدین موضوع فکر کرده‌اند که چه تعداد از مردمِ ایران در بعد از بقولشان آن انقلاب توفندۀ خویش نیست و نابود گشته‌اند؟! چون اگر رژیم پهلوی با شناختی که انسان‌های متعارف از آن دارند، میلیون‌ها ایرانی را نابود کرده و یا آواره نموده است، با این حساب و برآوردی این‌چنینی، جمهوری اسلامی به لحاظ خوی ددمنشی و ضدِ بشری که دارد، چه تعداد از ایرانیان را تاکنون از دمِ تیغ گذرانده و بی‌خانمان نموده است؟! اگر جواب این است که شمار تلفات، کشته‌های جنگ حالا به کنار، در تحتِ ستمِ این رژیم خیلی زیاد است، آیا نیاید از همین خانم‌ها و آقایانی که بحمدالله زنده هستند -مانند محمود اعتمادزاده (به‌آذین)، بهزاد فراهانی، اسماعیل نوری‌علا و خیلی‌های دیگر- پرسید: تابه‌حال چند عریضه و شکایت تندوتیز همانند آنی که برعلیه شاه فقید مرقوم فرمودید، به دبیرکل سازمان ملل متحد نوشته و فرستاده‌اید و از او خواسته‌اید به ایرانِ زیر سلطۀ جمهوری اسلامی سر بزند و به دادِ لااقل زندانیان برسد؟!

از خوانندۀ محترم تقاضا دارم ذیلاً به متن نامۀ ۶۵ تن از افرادی که بقول آیت‌الله خمینی به ستم_شاهی اعتراض کرده و آن را به دبیرکل وقتِ سازمان ملل متحد، عالی‌جناب آقای کورت والد‌هایم، ارسال داشته‌اند توجه فرماید و به کینۀ دیرینۀ این حضرت نسبت به نه‌تنها محمدرضا پهلوی که کل این خاندان داشته و اغلبشان هنوز هم دارند، عنایت فرماید! اگر روشنفکران ما این‌ها بوده‌اند، پس چه ناله و فغان‌ کنیم، که سرانجاممان همینی است که هست؟!

خدا را بر آن بنده بخشایش است
که از ماه‌زده در آسایش است!

متن نامه*‌ به‌اضافۀ اسامی نویسندگان و امضاء کنندگان آن:

خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد (کورت والد‌هایم)

آقای عزیز، مطبوعات از نیتِ شما برای عزیمت به میهن ما خبر می‌دهند. ما از آمدن شما به این کشور، که امیدواریم به خاطر دفاع از حقوق پایمال‌شدۀ یک ملت باشد، خرسندیم زیرا عمل شما در مقامِ دبیرکل مهم‌ترین سازمان جهانی بر حیثیت و اعتبار شما افزوده است. درست به همین سبب، ما با این نامه به شما مراجعه می‌کنیم و می‌خواهیم سخنی چند با شما در میان گذاریم:

شما به کشوری می‌آیید که در آن طی شصت سال، سلسلۀ پهلوی یکی از مستبدانه‌ترین و فاسد‌ترین رژیم‌های جهان را برقرار کرده بود. "میلیون‌ها" ایرانی طی این شصت سال، به اشکال مختلف به دست این رژیم کشته شدند، شکنجه شدند، از خانواده‌های خود آواره شدند، زندانی شدند، مورد افترا قرار گرفتند، شخصیت انسانی آنان بی‌رحمانه پایمال شد. تاریخ این سلسله تاریخی است خون‌آلود، تاریخ اختناق یک ملت است.

تحولاتی که در دوران این شصت سال در جامعۀ ما رخ داد و بخشی از آن نتیجۀ مقتضیات جبری زمانه بود، از هر بابت سطحی و نابهنجار است. در رژیم پهلوی تفاوت فقر و ثروت فاحش بود. "هنوز ۶۰ درصد اهالی بی‌سوادند"، از شرایط اولیۀ مسکن و بهداشت و آموزش محروم‌اند. و این در حالی است که کشور ما سرزمینی است پهناور، غنی، دارای مردمی هوشیار، کوشنده و صاحب فرهنگی طولانی.

خانوادۀ پهلوی در این مدت طولانی این کشور را غارت کرد و خود به ثروتمند‌ترین خانوادۀ جهان بدل شد و در پیرامون خود گروهی سرمایه‌داران و زمین‌داران بزرگ انگل را پرورش داد که همراه او جامعۀ ما را می‌چاپیدند.

این‌یک واقعیتِ تاریک و غم‌انگیز است که شما بی‌شک از آن بی‌اطلاع نیستید و ما مایل هستیم که نظر توجه شمارا با تأکیدی هر چه بیشتر به‌سوی آن جلب کنیم.

واقعیتِ تاریک‌تر و غم‌انگیز‌تر آن است که این "خانوادۀ جابر و فاسد"، و پیرامونیان انگل‌صفت آن را چه کسی بر جامعۀ ما مسلط ساخته است؟ سر سلسلۀ پهلوی، رضا پهلوی (منظور رضاشاه کبیر است) را بنا به تصدیق آنتونی ایدن، انگلستان موردحمایت قرارداد. پسر او محمدرضا پهلوی را، بنا به تصدیق مکرر بسیاری از مأموران سیا و رجال سیاسی غرب، امریکا بر اریکه قدرت مستقر ساخت. چرا؟ زیرا این دو کشور به دست این "دو پادشاه جبار" می‌خواستند ثروتِ نفتِ ایران را در اختیار داشته باشند و ایران را به بازار و پایگاه نظامی خود بدل کنند.

محمدرضا پهلوی دریکی از سخنرانی‌های گذشتۀ خود تصریح کرد که کارتل غارتگر نفت هر بشکۀ نفت ما را در دورانی به یک دلار می‌خرید و به بیست‌وپنج دلار می‌فروخت. درحالی‌که از بهای نفت ما می‌کاستند، بر بهای صادرات خود به ایران می‌افزودند. ایران در قبال تحویل نفت مجبور به خرید میلیارد‌ها اسلحه و کالاهای مصرفی غیر لازم بود. هرگز امپریالیسم «گاو شیردهی» مانند ایران نداشت.

«ژرفا و دامنۀ انقلاب توفنده ایران (منظور انقلاب اسلامی است)» واکنشی به‌حق در برابر این پدیده‌های سراپا ظالمانه بود که وجدان همۀ ایرانیان را به‌سختی مجروح می‌ساخت. رسانه‌های گروهی غرب، این واقعیت‌های اساسی را در پرده می‌گذارند و می‌خواهند واکنش به‌حق مردم ایران را بیالایند و تحتِ لفافه‌های صوری، محتوی و ماهیتِ مسائل را مشوب سازند.

خشم و نفرتِ مردم ایران متوجه محافل محاکمۀ امریکاست که در بدبختی و اختناق میهن ما ذی‌سهم هستند، و نه متوجه مردمِ امریکا. این نفرت و خشم، سراپا عادلانه است.

باید به این آقایان و خانم‌های متفرعن آمریکایی و انگلیسی که تصور می‌کنند چاپیدن و کوبیدن شرق، حق ازلی آن‌هاست، نصیحت کرد که احترام به انسانیت و حقوق بشر را به معنی جدی این کلمات بیاموزند. ما خود را به چنین نصایحی نیازمند نمی‌بینیم.

ما امیدواریم شما از نفوذِ خود برای اندرزگویی به کسانی که قانون جنگل غارت و ستم نسبت به ناتوان‌تر از خود برای آن‌ها یک قانون طبیعی است، استفاده کنید و از حقوق حقۀ مردم ایران در جهان مدافعه به عمل‌آورید. آقای کورت والد‌هایم عزیز!

به‌مثابۀ دبیرکل سازمان ملل متحد، به‌مثابۀ سیاستمدار مجرب، به‌مثابۀ یک انسان متمدن، از شما نمی‌توانیم توقع دیگری داشته باشیم!

تهران، ۲۷ آبان ۱۳۵۸

آقایان و خانم‌ها:

1. محمود اعتمادزاده (به‌آذین)
2. امیر هوشنگ ابتهاج (سایه)
3. امیرحسین آریان‌پور
4. مهدی اسفندیارفرد
5. هانیبال الخاص
6. اصغر الهی
7. علی امینی‌ نجفی
8. ناصر ایرانی
9. محمود برآبادی
10. محمد پورهرمزان
11. مهدی اخوان‌ ثالث
12. محمدتقی برومند
13. محمدرضا اصلانی
14. ابوتراب باقرزاده
15. ناصر پورقمی
16. فریدون تنکابنی
17. جاهد جهانشاهی
18. جعفر جهانبخش
19. علیرضا جباری
20. بهرام حبیبی
21. محمد خلیلی
22. بهاءالدین خرمشاهی
23. رکن‌الدین خسروی
24. مجید دانش‌آراسته
25. محمدحسین روحانی
26. محمد زهری
27. جلال سرفراز
28. منوچهر شیبانی
29. احسان طبری
30. اسدالله عمادی
31. نازی عظیما
32. جلال علوی‌نیا
33. عبدالله عسکری
34. فرهاد عابدینی
35. کامران فانی
36. بهزاد فراهانی
37. محمدرضا فشاهی
38. حسن غلامعلی‌پور
39. محمد قاضی
40. غلامحسین قائم‌پناه
41. جعفر کوش‌آبادی
42. سیاوش کسرایی
43. کامبوزیا گویا
44. محمدرضا لطفی
45. جمال میرصادقی
46. ناصر موذن
47. غلامحسین متین
48. پرویز مسجدی
49. محمدعلی مهمید
50. کیومرث منشی‌زاده
51. شیخ مصطفی رهنما
52. رحیم نامور
53. هوشنگ ناظمی (نیک آئین)
54. نصرت‌الله نوحیان (نوح)
55. اسماعیل نوری‌علا
56. کامبیز صدیقی
57. مصطفی اسکویی
58. پرویز شهریاری
59. مهدی فتحی
60. شهاب موسوی‌زاده
61. خسرو خسروی
62. پرویز رجبی
63. ثمیلا امیرابراهیمی
64. فرح نوتاش
65. نوشابه امیری

*- لینک منبع: هرگز امپریالیسم گاو شیردهی مانند ایران نداشت!
http://tarikhirani.ir/fa/news/12/bodyView/1543

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…