1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

از خدا و گدا بی خبران!‏

.



ملتِ شریف، مردمِ غیور،‎ ‎جوانان قهرمان، مردانِ مرد، ‏زنان شجاع، پیران با تجربه، و ای تمامی فعالان ‏سیاسی و غیرسیاسی ایرانی که نیت و قصدی بجز ‏سربلندی و سرافرازی میهن نداشته و ندارید! دیدید ‏و ملاحظه کردید فوتبالیست‌‌های ملی‌پوش شما چه ‏کردند؟! عزمِ راسخ و همتِ بلندِ آنان را مشاهده ‏نمودید؟! در آن هوای گرم و حارّه‌ای برزیل در دمای ‏بالای 35 درجه، جوانان برومند و بی‌پروای خود را در ‏میدان مسابقه تماشا کردید؟! آنان در شرایطی به ‏مصافِ و مبارزۀ ورزشی با تیمِ فوتبالِ کشوری ‏همچون آرژانتین رفتند که بدلایل عدیده‌ای (این ‏دلایل بر همگان روشن است)، از لحاظ امکانات و ‏تجهیزات و بالاتر از همه حمایتهای لازم و بویژه نوع ‏معنوی و نیز ترغیب و تشویقهای حکومت و دولتِ ‏خود اگر نتوانیم بگوئیم بی‌بهره بودند ولی واقعآ سودِ ‏چندانی نبردند. آنچه که به این جوانان قهرمانِ ‏سرفراز ایرانی امیدواری و جرأت بیشتر میداد و در ‏این مصافِ نابرابر پشتیبانشان بود فقط و فقط ‏حمایتها و تشویقهای ملی و مردمی بود و بس. این ‏براستی جوانان دلیر ایرانی در آن هوای گرم و ‏طاقت‌فرسای برزیل در حال و شرایطی عرق ‏می‌ریختند و جهتِ پیروزی تیمِ ملی‌شان خود را به ‏آب و آتش می‌زدند که آخوندِ بی‌غم و بی‌انصافِ ‏حکومتی در تلویزیونِ رژیم و تحتِ حمایتِ مادی و ‏معنوی حکومتِ آخوندی در مقابل کولر و دیگر ‏تجهیزلتِ تهویۀ مطبوع کنندۀ هوا، مشغول پخشِ ‏اراجیفی بود که احساسی جز دلسردی، یأس، ‏سرشکستگی، سرافکندی، آخرت از دست دادن و ‏شکست‌خوردگی چیزی نصیب ملی‌پوشان‌مان نکرد ‏که نکرد. ذیلآ به گوشه‌هائی از صحبتهای آن آخوند ‏بی‌مسئولیت و بی‌خبر از حال و روز جوانان ایرانی و ‏فلاکتِ حاکم بر ایران توجه بفرمائید و خود قضاوت ‏کنید که فوتبالیست‌هایتان تحتِ چه جو و اوضائی ‏میبایست به مقابله با مبارزان ورزشی آرژانتین و در ‏رأسشان جنابِ مِسی میرفتند. بعد از سخنانِ ‏آخوندی که دَم از خدا و گدا میزند و لیکن خود، هم ‏از خدا بی‌خبر است و هم از احوالاتِ خلق خدا، چند ‏سخنی باهم حرف خواهیم داشت.‏

گوشه ای از صحبتهای آخوندِ حکومتی:‏

‏«...ببینم، وجودِ نازنین امامِ زمان صلوات الله علیه، ‏چون امروز روز ظهور پیامبر مبعوث است، به ما ‏بفرمائید ببینم، آغا امام زمان صلوات الله علیه، به ‏ظهور کردن و حضور در بین شیعه یانشان اشتیاق ‏دارند یا ما به ظهور آغا مشتاقیم؟! دقت کنید ها!! ‏چون اگر، خدا نکند اینجوری باشد، اما چون ایامِ ‏‏"جامِ جهانی (فوتبال)" هم نزدیک است، اشتیاق ما ‏به ظهور امام زمان کمتر از اشتیاقمان به جامِ ‏جهانی باشد! آنهائی که مشتاق حضرتند میگویند ‏آغا بیا! ولی بعضی‌ها میگویند؛ آغا مدتی صبر کن! ‏حالا جامِ جهانیست مدتی صبر کن تا ببینیم چه ‏میشود: ‏

‏«گویند بیا، ولی ببخشید نیا!‏
امشب، چه کند رئاااال مادرید؟! نیا!‏
ما منتظر جامِ جهانی هستیم،
آقای گُلم؛ کنون ز تبعید نیا!‏

ما اشتیاقمان به حضرتِ آغا خیلی کمتر است تا ‏اشتیاق خودِ آغا به ظهورش! دقت کنید، مصرع دوم ‏خیلی زیباست، حقیقت را‎ ‎میخواهم بگویم:‏

تشنه بسوی آب، خود تشنۀ تشنه است آب!‏
خدا، گدا گدا کند! ‏
گدا، خدا خدا کند!‏

حالا سؤال!: خدا اول میگوید گدا، یا اول گدا می‌گوید ‏خدا؟! خُب، خدا اول میگوید گدا. اگر بواسطۀ مبعثِ ‏پیغمبر، توفیق روزه‌داری پیدا کردیم، توفیق دعا پیدا ‏کردیم، دست به دعا برداشتیم، همینکه گفتی خدا، ‏بدان که چندین بار خدا، گفته گدا!. تا او نگوید گدا، ‏تو نمی‌توانی بگوئی خدا!.‏

‏(سپس حاج آقای حکومتی شروع به شعار دادن ‏میکند؛ از محبت، مهربانی، خوش رفتاری و ... دم ‏میزند.):‏

دلی کز معرفت نور و صفا دید!‏
به هر چیزی که دید اول خدا دید!‏


چشمِ مجنون همه جا صورتِ لیلی بیند!‏
اگر هر طرف نگاه میکردی، امام زمان صلوات الله ‏علیه را می‌دیدی، آیا با همه، مهربانتر نمی‌شدی؟!‏

پاک باشد هرکه ظرفش بیشتر،
مثل عارف عمق حرفش بیشتر! ‏
در طهارت تو بکوش و نوش کن،
هرکه بامش بیش، برفش بیشر!‏

باید پاکی داشته باشیم. ‏

گوهر پاک بباید که شود قابلِ فیض ‏
ور نه هر سنگ و گِلی لؤلؤ و مرجان نشود!‏

‏ با یک بیت از حافظ تمام کنم: ‏

فاتحه‌ای، چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان ‏
لب بگشا که میدهد لعلِ لبت، به مرده جان! ‏

انشاء‌الله که خداوند متعال همۀ‌مان را متخلق به ‏اخلاقِ حسنه بکند، انشاء الله!...» پایان صحبتها.‏

پر بدیهیست که هیچ انسانِ صالح و شیر پاک ‏خورده‌ای از پاکی، خوبی، مهربانی، محبت و ‏انسانیت بدش نمی‌آید، دل درد نمی‌گیرد و از چنین ‏ارزش‌هائی فرار نمی‌کند. و لیکن در این مقوله و در ‏چنین وادیی قدم گذاشتن و طی طریق نمودن بقول ‏معروف کار هر بزی نیست. با وراجی کردن و صرفآ ‏خوب شعار دادن و از خوبیت گفتن کسی بهتر ‏نشده و بر دیگری برتری نیافته است.‏

در صحبت‌ها و فرمایشاتِ آخوندِ حکومتی یادشده ‏ملاحظه کردیم که جنابِ حاج آغایش، چه اندازه ‏شعار خوب داد و سنگِ خدا و گدا را به سینۀ زد اما ‏در همان اثناء و بین، دل صدها هزار از جوانانِ و در ‏صدرشان قهرمانان ملی‌پوش ایرانی را شکسته و ‏تلاش و زحماتِ تمامی آنان را تقریبآ به هیچ گرفت. ‏من نمی‌دانم چگونه است این آخوندِ بی‌غم و ‏بی‌دردی که رنگِ رخسار خبر از دلِ چرکینش میدهد ‏و ظاهر خوش خط و خالش به زبان بی‌زبانی فریاد ‏میزند: او رنجی نکشیده، مررارتی ندیده و صرفآ از ‏طریق تحمیق کردن و سفسطه بافی بدین مقام و ‏پست رسیده است، به خود این اجازه و حق را ‏میدهد به باورها و نوع خاص اعتقاداتِ پاکِ مردم ‏اینگونه بتازد و آنها را تخریب نماید بدون اینکه حتی ‏مجبور و ملتزم گردد در‎ ‎برابر مقامی جوابگو شود؟! ‏آیا هیچ مقامِ مسئول و متعهدی نیست به این ‏آخوندِ شیک و پیک بگوید، آخر چرا تو به گفتگوی ‏صادقانه و بی‌شائبۀ جوانان با آغا اماشان اینگونه ‏ایراد میگیری و میانۀ آنان را بهم می‌زنی، آدم ‏حسابی؟! مگرنشنیده‌ای همان خدائی که ازش دم ‏میزنی به پیامبر معترضش چه گفت؟!:‏

‏ ما برون را ننگریم و قال را ‏
‏ ما درون را بنگریم و حال را؟! ‏

تو به چه اعتباری و با استناد به کدام قاعده و ‏قانونی جوانان ساده، خوش قلب، صاف و صادق را ‏متهم می‌کنی امامشان را کمتر دوست دارند چون ‏از او بالفرض میخواهند تا بازیهای جامِ جهانی فوتبال ‏بپایان نرسیده، ظهورش را به تأخیر بیندازد؟! آیا ‏صرف درخواستِ چنین طلبی دال بر ترجیح دادن ‏ورزش بر امر ظهور است؟! آخر چگونه میشود قبول ‏نمود آن آیندگان، آن نور چشمِ مردم ایران که افتخار ‏می‌آفرینند و جهانیان را با تلاش و کوشش خود چه ‏در علم و هنر، چه در تلاش و کوشش و چه در ‏میدانهای ورزشی به تحسین و تشویق وا می‌دارند، ‏نتیجه و حاصل این کارهایشان به مفهوم این است ‏که آنان مثلآ فوتبال را بر آمدن امامِ زمان ترجیح ‏میدهند؟! واقعآ معلوم نیست که این حاج آغا و ‏امثالِ او با چه ترازو، میزان و مقیاسی قدر و اندازۀ ‏اعتقادات و باور‌های انسانها را می‌سنجند و اینگونه ‏حکم صادر میکنند؟! آیا صرفآ چون فلانی گفته: آقای ‏گُلم؛ کنون ز تبعید نیا! میباست حکم داد او ظهور ‏امامش را کمتر از بازی فوتبال دوست دارد؟! به خدا ‏و همۀ مقدسات قسم اینطور نیست! وی اگر خطاب ‏به امامش آقای گُلم گفته، هزار درصد و بیشتر ‏مطمئن باشید آقای خودش و ظهور او را خیلی بیش ‏از آنچه شما فکرش را میکنید دوست دارد! در این ‏هیچ شکی ننمائید! مشکلِ شمای حاج آفا و ‏همنوعانتان این حرفها نیست. گیر کارتان در جای ‏دیگر می‌باشد. دستِ شما در نزد مردمِ آزاده و ‏هوشیار ایران باز شده و لذا اعتراضتان از جهت و ‏بابتِ دیگریست پدر من! آخوندهائی همانند شما ‏بخوبی دریافته‌اند ملتِ ایران آرام آرام در جهتی به ‏پیش میرود که قدر بزرگانِ ملی، هنرمندان والامقام، ‏هنرپیشگان و خوانندگان با ذوق و خوش قریحه، ‏ورزشکاران و نام‌آوران پر تلاش و ساعی را بیش از ‏شماها ارج نهاده و دوست بدارد. این ملت دیگر ‏آمادگی آن را ندارد مراتبِ سپاس و قدردانی خود را ‏تقدیمِ اشخاصی نماید که بجز بطالت و مفتخوری و ‏در نهایتِ سنگ دلی مردم را مدام تحقیر کردن، ‏مشغلۀ مشروع دیگری ندارند. امروز ملتِ بیدار ایران ‏قدر همۀ آن وطن‌پرستانِ گرانقدری که شب و روز ‏زحمت میکشند و در تلاش آنند با کسبِ نامی و ‏افتخاری برای میهن و مردمش، شمار افتخارات را ‏بالا برند، میداند. برای چنین ملتی دیگر هیچ توفییری ‏ندارد که فلانی چه پیشه‌ای، در چه لباسی و چه ‏مقامی دارد. آنچه مهم است و تعیین کننده همانا ‏منافع و سودیست که نصیب ایرانش گردد. حال اگر ‏یک آخوند هم مطلب را دریافت و او هم توانست ‏کاری درخور و ضروری برای وطنش و مردمِ آن انجام ‏بدهد، پر واضح است که وی با سایر نیکوکاران و ‏تلاشگران وطنپرستِ یاد شده فرقی نداشته و ‏احترامش محفوظ خواهد بود. اگر خوب بیاد داشته ‏باشیم، یکی دو هفته قبل از آنکه فرمایشات و ‏گفتگوهای شاعرانۀ آخوندِ حکومتی فوق الذکر در ‏رسانه‌ها پخشش گردد، یک آدم معمم و روحانی ‏دیگری بنام ماندگاری صحبتهائی در صدا و سیمای ‏رژیمِ اسلامی نمود که الحق از انصاف و مروت قدری ‏بو برده بود. آن آخوندِ نسبتآ مردمی ضمن اعتراف به ‏ریخت و پاشهائی که در دستگاه‌های اداری و ‏ستادی نظامِ اسلامی شده و میشود، گویا بر آن ‏بوده در این باره جهتِ رتق و فتق امور و جلوگیری از ‏حیف و میل کردنِ بیت المال عمومی با مجلسیان و ‏یا دیگر مسئولین مذاکراتی داشته باشد. اما اینکه ‏یارب موفق شده یا نه معلوم نیست. فقط آنچه ‏آشکار گردیده و میتوان راجع به آن در سایتهای ‏اینترنتی مطلبی یافت تا همین قدر‎ ‎مشخص است؛ ‏مدیر تهیه کنندۀ برنامه‌ای که حاج آقا ماندگاری در ‏آن شرکت داشته و چنان ادعائی را مطرح نمود اینک ‏معزول گردیده است. آری، آخوندی که ذره‌ای وجدان ‏و قدری انصاف از خود نشان داده و مردمداری نموده ‏و جانبِ آنان را گرفته، این بلا را بر سرش آوردند. اما ‏آن آخوندِ حکومتی که به عادات و باورهای صادقانه و ‏بی شیله پیلۀ مردم تاخت و رؤیاها و تصوراتِ سادۀ ‏جوانانِ علاقه‌مند به ورزش فوتبال را مسخره کرده و ‏رفتارشان را به شرح بالا، با عمل آنهائیکه امامشان ‏را کمتر دوست دارند و در کار ظهورش اشکال ‏تراشی میکنند برابر دانست، موردِ حمایت، ‏پشتیبانی، ترغیب و تشویق دستگاه‌های تبلیغاتی ‏حکومت قرار میگیرد و چنان میدان فراخی جهتِ ‏اینگونه شارلاتان بازیها در اختیارش گذاشته میشود ‏که آن سرش ناپیداست. نا گفته معلوم است ملتِ ‏بزرگوار و مهربان ایران از آن آخود ماندگاری و امثال او ‏که جانبِ حق را میگیرند و بسود مردم سخن ‏میگویند، هرچند که آخوند و ملا باشند به نیکی یاد ‏کرده و در زمان مناسب و مغتنم پاس خدمات و ‏خوبیهای آنها را خواهد داشت. لیکن آن بظاهر ‏انسانهائی که گرچه خلعت و لباس آخوندی بتن ‏کرده‌اند ولی خون انسانهای شریف را به شیشیه ‏می‌کنند، نتنها اجری و قربی در نزدِ مردمِ ایران ‏نداشته و ندارند بلکه در فرصتِ مناسب و در زمانی ‏نچندان دور مزۀ اعمال و رفتارهای زشت و ناپسند ‏خود را خواهند چشید. آن آخوندِ حکومتی که درک ‏درستی از انسانیت و مروت نداشته و اما تحتِ ‏حمایتهای رژیم و کمک‌های مادی و معنوی ‏دستگاه‌های تبلیغاتیِ دروغ‌پردازی آن مبادرت به ‏بدگوئی، ایجادِ جّو زهرآگینی بر علیه فعالان، ‏تلاشگران و کوشندگان عرصۀ علم، هنر، ورزش و ‏دیگر فعالیتهای مجاز و مشروع، می‌نماید و علل ‏سرخوردگی، شکست، یأس و درماندگی یادشدگان ‏را فراهم می‌سازد، نباید انتظار آنرا داشته باشد که ‏روزی مردمِ ایران از سر تقصیراتش بگذرند و او را بر ‏سرشان گرفته حلوا، حلوایش کنند. تایخ ثابت کرده ‏است، این ملتِ صبور و بدین حد شکیبا هر آئینه که ‏موعدش برسد مسببین فلاکت و ادبار خود را به ‏سزای اعمالشان خواهد رساند.‏

حرافان، یاوه گویان و سفسطه بافانِ دروغ‌پرداز باید ‏مطمئن باشند که از انتقامِ مردمِ ایران هرگز در امان ‏نبوده و نخواهند بود. توهین به هنرمندان (نمونه‌اش ‏را در همین چند روز اخیر در حق استاد محمد‎ ‎رضا ‏شجریان مشاهده کردیم)، کارآفرینان، تولید ‏گنندگان، ورزشکاران و دیگرانی که با عرق جبین در ‏جهتِ بزرگی، سرافرازی، استعلای نام، و افتخار ‏آفرینی برای ایران در تلاشند را ابدآ از یاد نخواهند ‏برد. دینمدارانِ دنیادار باید در انتظار آن باشند که دیر ‏یا زود تقاص اعمال و کردارهای غلط و پلیدِ خود را ‏می‌بایست پس بدهند. این همه تحقیر، بدگوئی، ‏ترور شخصیت، انتشار دروغ و فرافکنی‌های مغرضانه ‏در بابِ افرادی صدیق و سالم، آن هم از سوی ‏کسانی که خود را خادمانِ خدا و رسول خدا ‏می‌دانند و بظاهر روحانی هستند و لیکن از هر ‏بی‌دینی بی‌دین‌ترند، محال است فراموش شوند و ‏مرتکبان آنها در دادگاهی که حاکم و قاضی آن ملتِ ‏ایران خواهد بود، تبرئه شده و بیگناه بیرون بروند. ‏آنان نمی‌توانند با نامِ خدا و چماقی که باسمِ او ‏درست کرده‌اند مدام بر سر مردمِ بیگناهِ ایران بکوبند ‏و مرتب خدا، خدا کنند. باید به اینگونه آخوند‌ها ‏بصراحت فهماند و گفت: از بدو تأسیسِ حکومتتان ‏هرگونه ناکامی، سرشکستگی، شکست و عدمِ ‏موفقیتی که نصیبِ جوانانِ دلاور و مردمِ پرتلاش ‏ایران گردیده و میگردد باعث اصلیش خودِ شما ‏آخوندها هستید و لاغیر! حال که جنابِ حاجیتان ‏حمایتی در جهتِ موفقیتِ ملت ندارید لطفآ، لااقل ‏چوب هم لای چرخ این ملتِ ساعی و پر تلاشِ ایران ‏نیز نکنید! والسلام!‏

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…