1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

مهندس بهرام مشیری: پس ایران کجاست؟!

.

بدونِ مقدمه ذیلآ فقط بخش‌هائی از دو مطلبِ نسبتآ طولانیِ جنابِ مهندس بهرام مشیری که بصورت ویدئو در اینترنت و سامانۀ خودِ ایشان قابلِ دسترسی نیز است را ضمن قلمی نمودن تقدیم نموده و بدنبالِ آن نقدِ کوتاهی که انجام شده را هم ارائه مینمایم. پر واضح است که آدرس و لینک‌های اینترنتی مربوطه را می‌توانید بلافاصله بعد از پایان نقدِ نامبرده ملاحظه بفرمائید. ضمن توجه دادنِ خوانندۀ محترم به این مطلب که همیشه تفاوتی میان زبانِ نوشتاری و بیان گفتای وجود داشته و دارد و اینکه هنوز حرکاتِ دستها و میمیک چهره و صورت در بیان شفاهی را دقیقآ نمی‌توان در نوشتۀ مکتوب براحتی منعکس نمود، با این همه امیدارم تا جائی که امکانش فراهم بود در نقل قول نمودنِ مطالبِ مذکور رعایت امانت‌داری را نموده و اشتباهِ فاحشی را مرتکب نشده باشم. اینک توجه‌تان را به مطالبِ ذکر شده در بالا جلب می‌کنم:

۱ - انتخابات و آخوند.

««... حالا یک دوستِ محترمی در یک تلویزیونی هستند، یک مردِ معممی است مرتب زنگ می‌زنند ما را می‌خواهند به مناظره دعوتمان (ناتمام)... این مناظره، چه مناظره‌ای عزیزان؟! آخر چیزهائی که جواب ندارند قربانتان بروم، آخر چه مناظره‌ای وقتی یک چیزی ضدِ بشریست، ضدِ بشریست! حالا هی تأویل و تفصیل، که اینرا عوض نمی‌کند. دیگر داستان برده‌فروشی یعنی برده کردن آدمِ آزاد در بازار فروختن و پولش را به جیب ریختن، این آخر اینکه توجیه ندارد. هزار و یک مطلب هست در موضوعِ زنان در حقوق بشر که این قوانین اسلام هیچ‌گونه دفاعی ندارند. مطلقآ و ابدآ! جز سفسطه و مغالطه هیچی نیست! آقا، یک دینی است مثل بقیۀ دینها بایستی (ناتمام)... مردمانِ خوب و نیک اندیش پدیده‌های نیکِ دین را می‌گیرند و بدش را مطلقآ در نظر نمی‌گیرند. بسیار انسان‌های دینیِ فوق‌العاده نازنین در ایران هستند با اخلاقِ نیک با بزرگواری، با زهد زندگی می‌کنند. با نیکوکاری زندگی می‌کنند. مطلقآ توجهی به آن داستان‌ها ندارند. اما اگر کسی هم آمد آنها را متشبث شد به این داستان‌هائی کا واقعآ اتفاقآ ضد بشریست، او را هم نمی‌توانیم بگوئیم مسلمان نیست. دستوراتش هست!

ایران زمین بایستی از شرّ حکومتِ ایدولوژیک نجات پیدا کند. ایران بایستی آزاد بشود! بیان بایستی در کشور ما آزاد بشود! مردم بایستی از هر گروه، از هر طبقه و از هر در واقع شعبۀ دین آزادِ آزاد باشند! فقط قانون حدودِ آزادیها را قانون معلوم بکند. این سید محمد خاتمی، من نمی‌دانم، اینها اطرافیانِ اینها، به این می‌گویند؛ آقا چرا خجالت نمی‌کشی؟! خیلی این آدم پُر روست! گفته است که این کروبی، ببینید ماله‌کشی این آدم را. اینها دارند عُمر می‌خرند برای این رژیم! شما ببینید چه گفته؟! خود شما (خطاب به بینندگان) قضاوت کنید. گفته است که این کروبی و این موسوی در روزگار این احمدی‌نژاد رفتند زندان! حالا این آقا بایستی بیاید به خاطر، نمی‌دانم خیر و نیکی، اینها را از زندان آزاد بکند که زحمت و شرّ این به گردنِ آقای روحانی نیفتد. شما فکرش را بکنید چنین دروغی (ناتمام)... آخر احمدی‌نژاد که کاره‌ای نیست که اینها را زندان بکند که! اینها با مشورتِ شورای ملی که همین روحانی یکی از آدمهای مهمش بوده و بیتِ رهبری اینها را به زندان انداختند بدستور سید علی خامنه‌ای. احمدی‌نژاد چه کاره است؟! این ماله‌کشی به نقش رهبریست و در واقع تحمیق ملت. این باید دهانش را ببندد واقعآ. خجالت بکشد اگر خجالت می‌شناسد. آقا، آخر این چه جور آدمیست این؟! احمدی‌نژاد کاره‌ای بوده که موسوی به زندان بیندازد؟! مملکتِ ما در یک وضعیتِ خیلی عجیب و غریبی دارد زندگی می‌کند. این قاضی مرتضوی، آن همه جنایت کرد، سه نفز را که کُشت در همین زندانِ، نمی‌دانم کهریزک کجا، کهریزک! دستور رِبت (شاید هم ربط که احتمالآ به معنی تجاوز است) داده بود به بچه‌های ایران. حالا با نفوذ آن روح الامینی، که این آقا از بزرگانِ پاسدار بود این سر و صدا کرد گفتند محاکمه! ۶۰ دلار جریمۀ‌اش کردند برای سه تا قتل! ۶۰ دلار. نمیدانم ۲۰۰ هزار، چون دلار بالا و پائین می‌شود. حالا بگو ۶۲ دلار، نه، ۶۵ دلار جریمه‌اش کردند. بد نیست والّا قیمتش! خیلی کسان حاضرند که، عرض می‌کنم که، جنتی و آن مصباح یزدی و یکی، دو نفر دیگر را بفرستند آن دنیا به این مبلغ! شاید هم ۱۰ برابرش حاضرند بعضی‌ها بدهند نمی‌دانم. ۶۰ دلار، ۲۰۰ هزار تومان جریمه!! ۵ سال انفصال از خدماتِ دولتی. خدماتِ دولت می‌خواهد چه کند؟! این فردا در همین حکومتِ آقای روحانی می‌شود کنتراتچی نمی‌دانم، خط لولۀ نمی‌دانم گاز ایران به پاکستان. اینها جنایتکارها که همدیگر را رهانمیکنند که! دزدها همیشه باهمند. اگر این آقا مجرم بوده، دستور قتل داده، دستور شکنجه داده جریمه‌اش ۵۰ دلار، ۶۰ دلار نیست که! یک دادگاهِ نمایشی گذاشتند هیچ خبری (ناتمام)... اصلآ معلوم نشد آن سرقتِ بزرگی که کردند کی بود، کی کرد، کی چی شد! این رژیم نگه داشتنی است؟! اصلاح بشو هست به نظر شما؟! برای چه باید اصلاح بشود این؟! سابقۀ درخشانی اگر داشت در انسانیت، در بزرگواری، در گسترش عدالت، در احترام به ملت، احترام به فرهنگ، به تاریخ، به بَشَر. حالا دو تا اشتباه هم کرده اصلاح می‌شود. این که اصلاح بشو نیست از ابتداء این با جنایت آغاز کرده که! آخر اینکه احمدی‌نژاد بیاید اینها را آزاد کند زحمتش گردن (ناتمام)... من نمی‌فهمم این مرد کی هست، از کجا آمد و چه جور آدمی است این آدم، واقعآ چگونه بزرگ شده این؟! اینها آخوند هستند! اینها از یک قبیلۀ دیگری هستند! بارها عرض کردم بابا، آن رضا شاه از قبیلۀ ما بود! آن محمدرضا شاه هم از قبیلۀ ما بود ولی اینها از قبیلۀ ما نیستند که، با لباس عربی! آقا می‌شود که در ایران همۀ یک مملکت دست یک مشت آدمی باشد که با "لباسِ عربی ظاهر شوند"؟! آخر چنین چیزی میسر است؟! یکنفر با لباسِ ایرانی صاحبِ قدرت نشده در آن مملکت! مگر این عبا و عمامه از آنجا، از مدینه نیست؟! "پس ایران کجاست"؟! اصلاح‌طلب.

یک عده هم در آمریکا، این، عرض بشود که مثلآ، نمی‌دانم اسمشان را چه بگویم، چنان عمل می‌کنند که پنداری که اینها چیز هستند، مشاورینِ رژیم هستند. خُب تشریف ببرید ایران مشاورت کنید برای رژیم! چه مبارزی هستید شما؟!...»»

۲ - عُجب و خود‌خواهیِ آخوند.

««... عُجب به معنی خودبینی است. خودبینی! آدمِ دینی معمولآ یک خودبینی و کِبر و غروری هم دارد بهر صورت. یک ناز و ادائی هم برای مردم دارد. من می‌خواهم یک چیزی را به شما عرض کنم و آن اینکه، این خرافات آنچنان در جانِ ما ریشه کرده که عقلِ ما را زایل کرده. بعنوان مثال خدمتتان عرض می‌کنم. فرض کنید که آقای آلبرت اینشتین رد می‌شود یا دانشمندانِ خودمان، دکتر هشترودی، و ما از کنارش رد می‌شویم، مای نوعی می‌گویم‌ها، یعنی یک نمونه ما ایرانی، شیغه! ما به این نگاه می‌کنیم؛ خُب این هم مثل ماست دیگر بابا! حالا رفته فیزیک خوانده. شاید ما هم مثل این بشویم. شاید بچۀ ما هم مثل این بشود. اما خدا نکند یک آخوندِ بیسوادِ، سطحی، مفت خور با آن لباس و عمامه‌اش از کنار ما رد بشود. ازش می‌ترسیم! خیال می‌کنیم به یک جائی ارتباط دارد. حاضریم نعلینش را بلیسیم. اما به آن دانشمند احترام نداریم چرا چون طمع کار و ترسو هستیم فکر می‌کنیم این (آخوند) ما را به یک جائی می‌برد. آن هم می‌داند چه حقه‌بازی است خودش. رفتار ما را می‌بینید با آخوندها؟! یک مردکِ نادانِ جاهلی بنام آقا ممغانی آخوند بوده. این آمده از بغداد، این اولین سفیر چیز، در ایران نوشته است، در واقع یکی از اولین سفرای ایران، انگلیس، می‌گوید که این آخوند ممغانی آمد، مظفرالدین شاه گفت من میخواهم خدمت شما برسم، گفت من آن جای کثیف نمی‌آیم، دربار و مربار اینها. من می‌آیم حضرتِ عبدالعظیم. وقتی رفت این نماز این گرفته بود کنار حوض این چیز گرفته بود، وضو گرفته بود با آن دستهایش. پادشاهِ مملکت وارد شده تعظیم کرده، آخوندجوابش نداده. بعد گفته یک لیوان آب از این چیزی که این آقا چیز، وضو گرفته من بخورم به تبرک و تیمم. بقیه‌اش هم بطری بکنید بدهید در حرمسرا زنها بخورند. حالا خدا می‌داند چند نفر اسهال گرفتند و مریض شدند آنش رپُرتش را من نمی‌دانم. یا آن آقائی که از اصفهان آمد، یک آخوندی بود که حالا نامش یادم نیست. رفت که برود چَمن سلطانیه آن زمان که فتحعلی شاهِ جاهل، نادانِ بی‌عقل نقشه کشیده با روسها جنگ بکند، رفته تبریز تو حمام. حمامی میلیونر شد آقا، میلیونر شد! تمام این آبِ کثیفِ خزینه که میکروب کچلی و گَری و نمیدانم هزار هزار میکروب در این خزینه بود دیگر! ملک الشعرای بهار می‌گوید: گندید کَدوی سرم از بوی خزینه. این بطری چیز کرده، فروخته شیشه شیشه آبِ تبرک که این آقا اینجا بوده، بدن پلیدش را شسته. این یکنوع بیماری فکریست، این را باید فکری بحالش کرد. آقای اینشتین رد می‌شود هیچ. خُب یک سلامی می‌کنیم و با تعجب بهش شاید با یک حالتِ تکریم هم نگاه کنیم؛ آقا کشفیاتِ مهمی کرده، اما احترامی نداریم آنچنان که یک آخوند رد می‌شود از کنار ما اینها. شش ماه رفته ضربا، زید و عمر و چیزهای لاطائل توی قم یاد گرفته. یکیش یک شاهی بدردِ انسانیت نخورده‌اند. عرض کردم همۀ کارهای اینها روی هم رفته از زمانی که فقها پیدا شده تا امروز، به اندازۀ قرص آسپرین، یک دانه قرص آسپرین، ارزش نداشته. یعنی به انازۀ یک قرص، سردرد انسانیت را کم نکرده. حضرت آقا تشریف آوردن! علماء، آقا، علماء دارند تشریف می‌آورند آقا، علماء! خُب این عُجب هم دارد دیکر! عُجب هم طلب میکند؛ خود خواهی!

زاهد و عُجب و نماز و، من و مستی و نیاز
تا ترا خود ز میان با که عنایت باشد؟!
(حافظ) ...»»

پایانِ نقلِ قولها.

نقد و نظری بر این قول‌ها: شما چه نسبتی با فردوسی دارید؟!

آقای مشیری و شرکاء! شما حقیقت را نمی‌گوئید! شما حرفِ خودتان را نیز قبول ندارید! آقاجان، شما سفسطه میکنید! باباجان، شما که این همه ضد آخوند هستید، شما که این همه از دست آخوند جماعت شاکی هستید، شما که این اینگونه تند و تیز به آخوند می‌تازید، شما که بخوبی می‌دانید رئیس جمهور منتخبِ جدید هم همانند اسلافِ خود و همپالکی‌هایش از قبیله‌تان نبوده و بقولِ خودتان "آخوندِ حقه باز" و عرب است و نمیتواند برای ایران کاری کند، شما که قبول دارید این آخوندها بقولِ خودتان عُجب دارند و خود خواهند و دوامِ حکومتشان برای ایران و بقاء آن مضرّ است، پس چرا با کسی که تاریخ مشابهش را در قلبِ خود جا داده و می‌گوید که او می‌تواند و استعداد و عزم آنرا دارد بساط و شر این جماعت تازی تبار را، این بیگانگان با فرهنگ و دشمنان تاریخ ایران را، این وارثان ضحاکِ خون آشام را و همۀ این حقه‌بازان را فریدون‌وار از صفحۀ روزگار محو و نابود نماید و طومار عمرشان را در هم نوردد، همصدا و همداستان نمی‌شوید و تازه نتنها همداستان نمی‌شوید بلکه در کارِ فریدون زمان یعنی شاهزاده رضا پهلوی اخلال هم ایجاد می‌کنید، چوب لای چرخش می‌گذارید، تا می‌آید گفتگوئی، مصاحبه‌ای و حرفی بر علیه جمهوری تازیان داشته باشد اول از همه این شما‌ها هستید که بر او می‌تازید، اگر علیه رهبر جمهوری جنایت شکایتی می‌کند مقدم بر همه این شما‌ها هستید که قبل از وکلای رهبر در صددِ پیدا نمودن سند و مدرک بر علیه شاکی بر می‌آئید و او را به جای جنایتکاران به محاکمه می‌کشید، هر آئینه که می‌خواهد به درخواست و حمایتِ ایرانیان (تجزیه‌طلبان ایرانی نیستند) شورائی، کنگره‌ای و نهادی را جهت جای گزینی جمهوری آخوندی بر پا نماید و آنرا به مزبلۀ تاریخ بسپارد این شما‌ها هستید که پیش از همه سراسیه و نگران از افول و سقوطِ جمهوری معبودتان به داد آن می‌رسید و هر چه از حرف، گفته، مقاله و صحبتِ زشت و نا پسند است نثار شاهزاده‌ای که همانند پدرش بجز عشق به ایران گناه دیگری ندارد، می‌نمائید؟! در نهایتِ بی‌انصافی و بی‌عدالتی هر چه ناسزا است به پدر بزرگش، به پدرش، به خاندانش و خودش میگوئید. با گستاخی هرچه تمامتر تمامی اقدامات، خدمات و افتخاراتی که پهلوی‌ها در طی حدودِ ۵۰، ۶۰ سال که به اندازۀ نزدیک به ۳۰۰ سال ایران را از لحاظ پیشرفت به جلو برده‌اند را هیچ شمرده و آنها را در حد ساختن یک جاده، تونل و یا پل پائین آورده با اقداماتِ جمهوری‌اسلامی یکی دانسته و همسنگ دژخیمانِ این جمهوری می‌شمارید. شما‌ها نجات ایرانِ زمان قاجاریه که در فلاکت بود، از بابت استقرار ملوک الطوایفی به پرتگاهِ متلاشی شدن، تکه پاره شدن و نابود شدن رسیده بود و نیمی از جمعیتِ مملکت یعنی زنان که حتی از نور خورشید محروم بودند و در چادری شبیه به گونی بسر می‌بردند را توسط رضا شاه نادیده گرفته او را مستبد دانسته با رهبران جمهوری‌اسلامی یکی می‌دانید. محمد رضا شاه ایران مملکت را که بین روس و انگلیس تقسیم شده و در غائلۀ آذربایجان تا مرز تجزیه پیش رفته بود با درایتِ خاص خود و ارتشِ ایران بار دیگر مستقل و سرافراز نموده به دروازه‌های تمدن رساند و شما حتی آن شاه را نیز دیکتاتور خوانده و خدماتِ وی را با آنِ جمهوری آخوندی یکی دانستید و در دادگاه عدلتان! شاه فقید را با خمینی و اخلافش که ده‌ها و بلکه صدها هزار آدمِ بیگناه و بهترین جوانانِ وطن را به کشتن داد، یکی دانسته و هر دو را در یک ردیف به محاکمه کشاندید. شما ضد آخوندی؟! شما ها با جمهوری‌اسلامی دشمنید؟! شما خودتان را مخالفِ جمهوری تازیان می‌دانید؟! خیر آقاجان، شما نیستید! شما مخالف حکومت آخوندی نیستید! اتفاقآ بر عکسش درست است. شما این جمهوری را خواستید و آوردید و حالا به هر قیمتی هم که شده می‌خواهید نگهش بداید. مخالفتِ شما با جمهوری‌اسلامی ظاهری و مصنوعیست و وجود خارجی ندارد. آنی که هست و وجود خارجی دارد و روح و قلبتان را تسخیر نمده است و شما واقعآ باهاش مخالفید جمهوری آخوندی نیست بلکه نظام پادشاهی، خاندان پهلوی و نهایتآ وارث هر دوی اینها یعنی شاهزاده رضا پهلوی بوده و می‌باشد. شما می‌پرسید پس ایران کجاست؟! خودتان بخوبی می‌دانید ایران کجاست. چون شاهِ فقید ایران را در سال ۱۳۵۷ یکپارچه و در تمامیتِ ارضیش آنرا بدستان با کفایتِ! شما‌ها سپرد و اکنون در دستان همانهائیست که تحویلشان داده‌اید. لذا بهتر است خودتان به این سؤال پاسخ بدهید و بگوئید که ایران را تحویلِ کی داده‌اید و کجاست؟! شما را من اطمینان می‌دهم که باز بالاخره با جماعت آخوند کنار خواهید آمد همانگونه که مصدق‌تان کنار آمد ولی با پهلویها هرگز. شما از این کینه دارید که خاندانِ پهلوی بساط خان و خان بازی را بهم ریخت. شما که این همه از آخوندها و عبا و عمامه بدتتان می‌آید و آنها را متعلق به قبیلۀ خویش نمی‌دانید و ادعای تنفر از آنها را دارید، چرا به مصدق‌تان که خود را سگِ ابا عبدالله میداند و بسان آخوند‌ها عبا بر تن نموده، این همه علاقه و عبودیت نشان می‌دهید ولی در عوض رضا شاه، محمد رضا شاه و شاهزاده رضا پهلوی را که تمام عشقشان ایران است و ایرانی، ایران است و تاریخش، ایران است و فرهنگش، ایران است و سننش، ایران است و همه چیزش، مدام می‌کوبید و خراب می‌کنید؟! اگر ملاک شما برای وطن‌پرستی همانا ایرانی بودن، از قبیلۀ ایرانی بودن، به آداب و رسومِ ایرانی معتقد بودن و وطن را دوست داشتن است، آیا کسی را می‌شناسید ایران را به آن حدی دوست بدارد که همانند شاهانِ پهلوی در اوج اقتدار و حکومت از شدت علاقه به ایران و برای جلوگیری نابودی آن قدرت را رها نموده خود را نابود ساختند، او نیز خود را نابود بسازد؟! آقایان شاهنامه خوان شده‌اند و خود را مرید فردوسی می‌دانند. زادگاهش طوس و آرامگاهش را عبادتگاه و زیارتگاهِ خود می‌خوانند. شما را به آن فردوسی، به آن طوس و به آن شاهنامه قسمتان می‌دهم همان کاری را بکنید که اگر فردوسی امروز زنده بود می‌کرد. او با آن همه جفا و رنجی که دید باز بخاطر ایرانش حاصلِ سی سال رنج و زحمتِ بی‌همانند خودش یعنی شاهنامه را برای شاه و به نام او نبشت و تقدیم ایران کرده جاودانه شد. برای فردوسی شاه یعنی ایران، شاه یعنی ایرانی، شاه یعنی مینهن و در یک کلام شاه یعنی تاریخ و فرهنگِ دست کم ۲۵۰۰ سالۀ ایران، درست آن چیزی که اعراب و تازیان از آن متنفرند و آنان را تشنه به خونِ فردوسی نموده است. حال بگوئید شما چه نسبتی با این فردوسی دارید؟!


لینکهای مآخذ:

۱ - راجع به انتخابات و آخوند روحانی از دقیقۀ ۲۰ به بعد:
http://www.youtube.com/watch?v=cCqre6PtKAw

۲ - راجع به عُجب و خود خواهی آخوند ها از دقیقۀ ۳ به بعد:
http://www.youtube.com/watch?v=GhYO_7Ubwpg&feature=youtu.be

۳ - مصدقِ عبا به تن دوش بدوشِ آخوندها.
http://mahakestan.blogspot.de/2013/06/blog-post_23.html

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…